پژوهش ادبیات معاصر جهان (May 2015)

خیال خدایی و بادافره‏ آن در نقدی اسطوره‏ای بر روایت‏های کاووس و ایکاروس

  • ایلمیرا دادور

DOI
https://doi.org/10.22059/jor.2015.54216
Journal volume & issue
Vol. 20, no. 1
pp. 77 – 90

Abstract

Read online

پرواز، اوج­گرفتن و رسیدن به بلندی آسمان، از دیرباز یکی از آرزوهای بشر بوده است که جلوة آن را در اسطوره‌ها می­بینیم. از طرفی، ادبیات جایگاه همیشگی اسطوره‌ها بوده است. اسطوره‌ها از لابه­لای فرهنگ‌های کهن ملل به متون رسوخ کرده­اند و به شکل‌های گوناگون، به زندگی خود ادامه داده‌اند، اما آنچه همواره موجب غنای ادبیات می‌شود و آن را از ایستایی به پویایی می‌رساند، داشتن نگاهی درزمانی به آثار ادبی در طیف گستردة آن است. اسطوره‌ها نیز که خود با تحول زمانی پیش می‌روند و در گاه­شمار تاریخ، همواره حضور دارند، از این امر مستثنا نیستند. امروزه در ادبیات جهان، اسطوره‌ها و بازگشت آن‌ها، یکی از مباحث شایان تأمل ادبیات تطبیقی محسوب می‌شود که گونه‌ای رویکرد به جهان هستی، در قالب تمثیل و حکایت و روایت است. از همین­روست که اسطوره‌ها را نباید حکایت­هایی نادرست و باستانی به­شمار آورد؛ بلکه باید معنای آن را در مسائل وجودی و زیستی انسان در طول تاریخ مشاهده کرد. هدف این مقاله، خوانشی نو از دو روایت اسطوره‌ای ایران و یونان باستان است: داستان کاووس در شاهنامة فردوسی و خیال خدایی­اش در کنار اسطورة یونانی ایکاروس و آرزوی رسیدن او به آسمان‌ها که در قالبی نو و براساس دیدگاه­های نظریه­پردازان معاصر نقد اسطوره‌ای، مطالعه و واکاوی می­شود.

Keywords