پژوهش ادبیات معاصر جهان (May 2015)
خیال خدایی و بادافره آن در نقدی اسطورهای بر روایتهای کاووس و ایکاروس
Abstract
پرواز، اوجگرفتن و رسیدن به بلندی آسمان، از دیرباز یکی از آرزوهای بشر بوده است که جلوة آن را در اسطورهها میبینیم. از طرفی، ادبیات جایگاه همیشگی اسطورهها بوده است. اسطورهها از لابهلای فرهنگهای کهن ملل به متون رسوخ کردهاند و به شکلهای گوناگون، به زندگی خود ادامه دادهاند، اما آنچه همواره موجب غنای ادبیات میشود و آن را از ایستایی به پویایی میرساند، داشتن نگاهی درزمانی به آثار ادبی در طیف گستردة آن است. اسطورهها نیز که خود با تحول زمانی پیش میروند و در گاهشمار تاریخ، همواره حضور دارند، از این امر مستثنا نیستند. امروزه در ادبیات جهان، اسطورهها و بازگشت آنها، یکی از مباحث شایان تأمل ادبیات تطبیقی محسوب میشود که گونهای رویکرد به جهان هستی، در قالب تمثیل و حکایت و روایت است. از همینروست که اسطورهها را نباید حکایتهایی نادرست و باستانی بهشمار آورد؛ بلکه باید معنای آن را در مسائل وجودی و زیستی انسان در طول تاریخ مشاهده کرد. هدف این مقاله، خوانشی نو از دو روایت اسطورهای ایران و یونان باستان است: داستان کاووس در شاهنامة فردوسی و خیال خداییاش در کنار اسطورة یونانی ایکاروس و آرزوی رسیدن او به آسمانها که در قالبی نو و براساس دیدگاههای نظریهپردازان معاصر نقد اسطورهای، مطالعه و واکاوی میشود.
Keywords