پژوهش ادبیات معاصر جهان (Sep 2012)
چالشهای سنت و مدرنیته در چند داستان کوتاه معاصر ایرانی
Abstract
مطالعة حاضر دربارة جایگاه و رابطة سنت و مدرنیته، تقابل وتضاد، و یا بههمآمیختگی آنها در گونة داستان کوتاه ایرانی است. برای این منظورشش داستان کوتاه از مجموعة بشنو از وی چون حکایت میکند، انتخاب شده است.این داستانها عبارتند از: «باغ فرخلقا»، «آیینة سنگی مادربزرگ»، «کنیزو»، «اسرارمرگ میرزا ابوالحسن خان حکیم»، «در پشت آن مه»، و «شازده کوچولو» که به ترتیب توسطشهرنوش پارسیپور، منصور کوشان، منیرو روانیپور، امیرحسن چهلتن، اصغر عبداللهی، وجعفر مدرس صادقی به نگارش درآمدهاند. در این داستانها، برهمکنش سنت و مدرنیتهدر جامعة ایرانی در قالب مضامین زیر نمودار میشود: جایگاه زن مدرن در جامعة سنتی،تضادهای نسل زنان مدرن و زنان سنتی، انحراف اخلاقی در جامعة مردسالار در حرکت به سمتمدرنیته، سکوت و جنون زنان، و خودشیفتگی و خمودگی زن به عنوان موجودی با هویت مسخ شدهدر زندگی متأثر از مدرنیته. گزینش این داستانها بر اساس جدید بودن و همخوانیشانبا رویکردهای ذیل انجام گرفته است. نگارنده در نظر دارد تا با رویکردهای فمینیستیو ساختارشکنی، این داستانها را بررسی و به ارزیابی نحوة کاربرد سنت و مدرنیته درآنها بپردازد. هدف از انجام این مطالعه، اثبات وجود کنش و برهمکنش میان سنت ومدرنیته در داستانهای کوتاه انتخاب شده است. به بیان دیگر، نگارنده در صدد اثباتاین حقیقت است که برخی از داستانهای کوتاه ایرانی معاصر قادر به نمایاندن مدرنیتهصرف و نادیده گرفتن سنت بهطور کامل نیستند.
Keywords