Journal of Philosophical Investigations (Aug 2018)
ذوق تأله یا تعارضی در نظام وجودشناسی دوانی
Abstract
از آثار دوانی میتوان دو نظریه در باره وحدت و کثرت استنباط کرد. یکی وحدت وجود و کثرت موجود و دیگری، وحدت وجود و وحدت موجود. این فیلسوف مکتب شیراز، در طرحواره فلسفی- عرفانی خویش، نظریه ذوقالتاله را تبیین میکند و معنای موجود بودن ممکنات را انتساب آنها به حقیقت وجود میداند. بدین ترتیب است که انتساب، به عنوان اصطلاحی کلیدی در این باب مطرح میشود؛ اصطلاحی که در هر کدام از این الگوها چهره متفاوتی پیدا میکند. آیا مراد از انتساب، همان وجود رابط صدرائی یا تجلّی مطرح در نظام عرفانی است؟ آیا آنچه دوانی از انتساب اراده میکند امری غیر از اضافه اشراقی است؟ در این نگاشته خواهیم دانست که در الگوی نخست، انتساب، غیر از وجود رابط صدرایی و یا نظر عرفاء در باب تجلّی و همچنین، غیر از اضافه اشراقی است. این در حالی است که در دومین الگو، انتساب، دقیقاً همان تجلّی و ظهور عرفاست. در تبیین نظریه ذوقالتاله دوانی، دیدگاههای مختلفی شکل میگیرد. نگارنده ضمن دستهبندی این نظرات با تفکیک میان دستگاه فلسفی و عرفانی جلالالدین دوانی، اولا تحلیلی از این اختلاف در عبارات ارائه میکند و ثانیاً با ریشهیابی این گوناگونی در تعابیر، مشکل اساسی را ضعف دستگاه فلسفی دوانی میداند و معتقد است نظام فلسفی او این قدرت و قابلیت را نداشته است که اندیشه عرفانی او را به طور کامل و بدون نقص، مبرهن سازد.