مبانی نظری هنرهای تجسمی (Jan 2021)
تحلیل مبانی نظری اسطورهنگاری در تمدنهای کهن بر مبنای رهیافت آگاهی اسطورهای ارنست کاسیرر (مطالعه موردی: میانرودان)
Abstract
یکی از مواردی که به زعم برخی مکاتب فلسفی به عنوان بازنمودِ آگاهی در مرحله ای از حیات انسان معرفی شده است، «اسطوره» می باشد؛ بنا به نظر ارنست کاسیرر، ادراکات و جهان شکل یافته در اساطیر، محتواها و ویژگی هایی دارد که فهم و پذیرش آنها با معیارهای دانشِ نظری و عقل محورِ امروز چندان آسان نیست؛ لذا، این اصول را می بایست در چارچوب دستگاهشناختی غیرعقلانی اسطورهای مورد بررسی قرار داد. بر این اساس، پرسش اصلی این پژوهش، اینگونه شکل می یابد: چه ارتباطی میان محتواها و ویژگی های اصلی آگاهی اسطوره ای از منظر کاسیرر، با نوع نمودِ تجسمیِ اسطوره نگاری های اقوام کهن و به طور خاص با یکی از این نمودها در تمدن میان رودان، وجود دارد؟ و هدف از آن، گام برداشتن در مسیر ارائه الگویی کارآمد به منظور خوانش، تحلیل و تبیین مضمونی و فرمی(تجسمی)، شکل های مختلف اسطوره نگاری در تمدن های کهن است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. روش تحلیل اطلاعات کیفی می باشد و نمونه مورد مطالعه لوحه ای با کارکرد تعویذ موسوم به «پزوزو» مربوط به دوره نوـ بابلی(از تمدن میان رودان) می باشد. بر مبنای نتایج این مقاله، مهمترین تمایزات محتوا و ویژگی های آگاهی اسطوره ای در مقایسه با شناخت و آگاهی عقلانی، در قالب های تفکیک و وحدت پدیده ها و امور، کیفیگرایی پدیده ها، مفهوم علیّت، واسطه های ادراکی(فضا، زمان، عدد) و تجسم بخشی پدیده ها و امور، مورد شناسایی قرار گرفت. همچنین، در مطالعه نمونه ای از آثار اسطوره نگاری مربوط به تمدن میان رودان، ویژگی هایی همچون تفکیک فضایی در آگاهی اسطورهای، ماهیت کیفی اعداد اسطورهای، تجسم جوهری پدیده ها و امور ذهنی و انتزاعی و تجسم نمادپردازانه پدیده ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
Keywords