پژوهش ادبیات معاصر جهان (Sep 2016)
کاربرد نظریة تربیت منفی ژان ژاک روسو در روانشناسی جدید
Abstract
چکیده مفهوم تعلیم و تربیت که امروزه با مفهوم روانشناسی گره خورده است به عنوان عامل اصلی سعادت در نظر گرفته میشود. با توجه به شکلگیری بافت شخصیتی هر فرد در نخستین سالهای زندگی، میتوان گفت که کودک در رأس تعلیم وتربیت قرار گرفته و در مرکز توجه است. ژان ژاک روسو، فیلسوف بزرگ قرن هجدهم، کسی است که به حق به کشف کودک و اهمیت تعلیم و تربیت وی نائل آمد. نظریات تربیتی وی که در امیل مطرح شدهاند، جهان تعلیم و تربیت را دگرگون ساخته و نام این مربی و فیلسوف را که نظریاتش بر نظریههای تربیتی جدید مؤثر بوده است، به ثبت رساندهاند. روش اصلی که روسو در در دستورالعمل آموزشی خود به کار گرفته، روش تربیت منفی است که اساسِ آن را مفاهیم آزادی و «کودکی را به صورت تام و تمام زیستن» تشکیل میدهند. مقالة حاضر به بررسی نظریة تربیتی منفی روسو پرداخته و ردّ پای این نظریه را در روانشناسی امروز دنبال میکند تا از این طریق به ارزیابی تأثیر نظریات وی بر نظریات مربیان و روانشناسان قرن بیستم بپردازد. در این مقاله که به حوزة روانشناسی و تربیتی مرتبط است، مفاهیم روش تجربی، آموزش و پرورش تدریجی، آموزش و پرورش همراه با حفظ استقلال و آزادی آموزشی روشن خواهند شد.
Keywords