پژوهش ادبیات معاصر جهان (Oct 2024)
بررسی عناصر ادبیات اقلیمی در داستانهای محمود دولتآبادی و علی عباسحسینی
Abstract
بازتاب حال و هوا، اوضاع و موقعیتهای اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی پیرامون یک هنرمند، در زندگی شخصی و آثار هنری او مشهود است. یکی از این عوامل بیرونی تأثیرگذار بر افکار هنرمند، جغرافیای طبیعی محل تولد یا زندگی وی است. ادبیات اقلیمی یکی از شاخههای ادبیات است که ویژگیهای طبیعت و افراد ساکن در منطقهای خاص را بیان میکند. این نوع ادبی در ادبیات تمام مناطق جهان از جمله ادبیات فارسی و ادبیات اردو دارای اهمیت زیادی است. علیعباس حسینی در شبهقاره هند و پاکستان و محمود دولتآبادی در ایران به خلق آثار بسیاری منطبق با ادبیات اقلیمی پرداختهاند و از ارزش بالایی در این حوزهی ادبی برخوردار هستند. داستانهای دولتآبادی اغلب در فضای استان خراسان و داستانهای حسینی در فضای اوتارپرادش جریان دارند. در این پژوهش ابتدا تعاریف موجود از ادبیات اقلیمی و سپس تاریخچه این نوع ادبی در ادبیات فارسی و اردو بهطور مختصر بیان شده است و سپس به شیوهی تحلیلی و استنباطی، عناصر و ویژگیهای ادبیات اقلیمی در داستانهای علیعباس حسینی و محمود دولت-آبادی به شکل تطبیقی مورد بررسی قرار خواهد گرفت که ضمن مطالعهی این نقد و بررسی، زمینهی آشنایی با فرهنگ و اقلیم مناطق توصیفشده توسط داستانهای این دو نویسنده امکانپذیر میگردد.
Keywords