پژوهشنامه فلسفه دین (Mar 2025)
زیبایی و معنای زندگی در فلسفه فارابی: بازتعریفی برای انسان معاصر
Abstract
پرسش از معنای زندگی همواره یکی از چالشهای اساسی فلسفه بوده است. در این زمینه دو دیدگاه عمده وجود دارد: نخست، معنای زندگی به عنوان امری کشفکردنی که در نظم متافیزیکی هستی نهفته است، و دوم، معنای زندگی به عنوان امری خلقشدنی که فرد آن را بر اساس تجربههای شخصی و ارزشهای برساخته خود ایجاد میکند. با بررسی نظام فکری فارابی، در این مقاله کوشش شده به این مناقشه از منظر ارتباط زیبایی و معنای زندگی پاسخ داده شود. فارابی زیبایی را نه تنها به عنوان یک امر زیباشناختی، بلکه به عنوان مسیری برای دستیابی به سعادت و کشف حقیقت معرفی میکند. از دیدگاه او، زیبایی حقیقی در مراتب وجودی مختلف، از محسوس تا عقلی، ظهور مییابد و انسان را به هماهنگی با حقیقت متافیزیکی رهنمون میسازد. این پژوهش نشان میدهد که در نظام فارابی، زیبایی نقشی دوگانه ایفا میکند: از یک سو، راهی برای کشف معنای عینی زندگی از طریق هماهنگی با عقل فعال است، و از سوی دیگر، به فرد امکان میدهد تا در تجربههای جزئی خود معنا را بازتولید و متجلی سازد. بدین ترتیب، فلسفه فارابی نه تنها دیدگاه کشف معنا را تأیید میکند، بلکه جایگاهی برای تجربههای فردی در فرآیند تحقق این معنا قائل است. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که فارابی با ارائۀ ساختاری عقلانی و هستیشناختی برای زیبایی، امکان حل مناقشۀ میان کشف و خلق معنا را فراهم میآورد.
Keywords