Pizhūhish/hā-yi Irtibāṭī (Oct 2022)
چالش های حقوقی مسدودسازی شبکههای اجتماعی در پرتو آزادی رسانه
Abstract
در دنیای ارتباطات، شبکههای مجازی و رسانههای اینترنتی انحصار رسانهای کنشگران قدیمی ـ دولتها و صاحبان رسانه را شکستهاند؛ چنانکه هر شخص با داشتن یک دستگاه دیجیتال و شبکهای اجتماعی میتواند صاحب یک رسانه باشد و از این طریق، اندیشه، عقاید، باورها و سبک زندگی خویش را در معرض عموم قرار دهد و حتی تبلیغ کند. درواقع حوزه عمومی، از کافه فلسفیهای قرن هجدهم و نوزدهم به شبکههای اجتماعی و رسانه های اینترنتی نقل مکان کرده است. در این فضای به اصطلاح مجازی، منافع متعارض اعم از نفع فردی و عمومی یا منافع ملی، قومی و غیره مطرح میشود که در کنار آزادی رسانهای بیبدیلی که ایجاد شده است، میل بهحذف و انسداد برخی عقاید و اندیشهها نیز در حال گسترش است. ازاینرو، پرسش اصلی این پژوهش بررسی مبانی موجهه انسداد شبکههای اجتماعی و رسانههای اینترنتی در تقابل با آزادی بیان و رسانه است که سعی میشود با روش اسنادی و رویکردی توصیفی ـ تحلیلی بهکنکاش در این زمینه و معلوم ساختن ابعاد مسئله پرداخته شود. در این میان باید دقت نظر داشت که مسدودسازی شبکههای اجتماعی از یک استثنا به قاعده تبدیل نشود و آزادی بیان و رسانه قربانی منافع گروه خاصی نگردد. همچنین سازکار انسداد و امکان اعتراض و رسیدگی منصفانه و شفاف پیش بینی شود. در این مقاله به چالشهای مسدودسازی شبکه های اجتماعی در پرتو کنوانسیونهای بین المللی مرتبط با آزادی رسانه و جریان آزاد اطلاعات و محدودیت های آن، نظیر معاهده بین المللی 1936 تحت لوای سازمان ملل و همچنین برخی قوانین داخلی مرتبط با این موضوع، مانند بخش 230 قانون نزاکت ارتباطات ایالات متحده امریکا پرداخته خواهد شد.
Keywords