Interdisciplinary Studies in the Humanities (Jun 2024)
بازاندیشی (عمیقاً) رابطهایِ دانش از منظر هستیشناسی مسطح؛ چارچوبی شناختشناسانه و روششناختی همکاریرشتهای و دلالتهایی برای انتظام برنامهریزی فضایی
Abstract
در دوران کنونی، «دیدگاههای رابطهای» متعددی با تکیه بر «اصل پیچیدگی» بهمنزله بدیلی برای رویکردهای ذاتگرا مطرح شدهاند، چنانکه از این گرایش بهعنوان «چرخش رابطهای» یاد میشود. بااینحال، عموماً پایههای فلسفی این دیدگاهها مبهم است و گاهی با «دیدگاههای نسبیتگرا» یا «دیدگاههای تعاملی» مبتنی بر نظریه کنش ارتباطی هابرماس آمیخته میشوند. بسیاری از دغدغههای دانشپژوهانهٔ کنونی در حوزههای علوم انسانی و اجتماعی برای فهم فرایندهای انسانیجامعهای -همچون تأکیدهای نوین بر مادیت، کردارهای بدنمند، شناخت ناخوداگاه، فضازمانمندی، پساانسانگرایی، و حتی امر همکاریرشتهای- محصول «تفکری رابطهای» هستند؛ اما بنیانهای هستیشناسانه و شناختشناسانه آنها مغفول میماند. این مقاله با استفاده از روش سنتزپژوهی میکوشد دیدگاههای رابطهای را بر اساس بنمایههای هستیشناختی تحلیل و گونهبندی کند. همچنین، با بهکارگیری «مؤلفههای عامِشناختی» و «مؤلفههای دیدگاه (عمیقاً) رابطهای بر پایه هستیشناسی مسطح»، «چارچوبی شناختشناسانه و روششناختی (عمیقاً) رابطهای و همکاریرشتهای» بسط دهد. از این دیدگاه، دانش/شناخت ماهیتی چندگانه، ناهمگن، واسطهمند، و بسترمند دارد و از منابع درهمتنیدهٔ «ذهنیِتِ خوداگاه» (قوه بازاندیشی یا تأمل آگاهانه) و «عینیت» (محیط بیرونی) حاصل میشود. واسطههای ناخوداگاه همچون «واسطههای ایدهای جمعی» (فرهنگ و گفتمان) و «واسطههای بدنمند فردی» (ویژگیهای روانتنی) در شکلگیری آن دخیل هستند. حدودی غیرقطعی و پیشایندی دارد و همواره در فرایند و «شوند» است. روششناسی حصول آن نیز، با اقتباس از لاتور، مبتنی بر بسط «پروگرامهای همبندی/چینشی» است. این چارچوبِ شناختی، در تمامی حوزههای علوم انسانی و اجتماعی تا هنر و برنامهریزی فضایی و سیاستگذاری عمومی قابل استفاده است و میتواند انتظامهای تکرشتهای را به سوی همکاریرشتگی، و انتظامهای همکاریرشتهای را به سوی فرارشتگی رهنمون گردد.
Keywords