Pizhūhish/hā-yi Falsafī- Kalāmī (Sep 2014)
بررسی انسجام در قول به بقای نفس همراه با فساد بدن
Abstract
فاسد شدن بدن بعد از جدایی نفس امری محسوس است که به استدلال نیازی ندارد. اما با توجه به دخالتی که بدن در حدوث نفس دارد فاسد نشدن نفس با زوال بدن نیازمند برهان است. از اینرو مقاله پیش رو در تلاش است از منظر سه فیلسوف بزرگ اسلامی، ابنسینا، سهروردی و صدرالدین شیرازی به این پرسش پایهای در فلسفه اسلامی پاسخ دهد که «چگونه با وجود دخالت بدن در حدوث نفس، با زوال بدن، نفس همچنان باقی میماند؟». در بررسی پاسخهای این سه فیلسوف به پرسش یادشده به نظر میرسد طبق نظر صدرالدین شیرازی، که بین حدوث و بقای نفس از حیث تجرد تفاوت میگذارد، بدن میتواند در ابتدای پیدایش، شرط حدوث نفس باشد، ولی در بقا بینیاز از بدن باشد. اما طبق دیدگاه ابنسینا و سهروردی که نفس را در حدوث و بقا مجرد میدانند نفس در هر دو حالت وابسته به علت قابلی (بدن) و علت فاعلی است و نفی وابستگی نفس به علت قابلی (بدن) در مرحله بقا و عدم فساد آن با زوال بدن ادعایی بدون دلیل است.
Keywords