مطالعات بنیادین تمدن نوین اسلامی (Mar 2021)
ظرفیت نگرش هستیشناختی به دموکراسی غربی از منظر تمدن نوین اسلامی
Abstract
در چند سدهی اخیر، دموکراسی یکی از پرطرفدارترین نظامهای سیاسی در کشورهای غربی بوده که مورد توجه برخی دولتها و ملتها در جهان اسلام نیز قرار گرفته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حکومت مردمسالار (جمهوری اسلامی)، تتبّع و کنکاش درباره نظامهای مردمسالار و خصوصا نظامهای دموکراتیک افزایش چشمگیری یافت و این مقوله با رویکردهای مختلف و همچنین دغدغههای گوناگون مورد بررسی قرار گرفت. در این میان، رویکردی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، رویکرد تمدنی است. این مقاله با روشی توصیفی- علّی به آن بخش از نظامهای دموکراتیک که نقش ویژهای در تمدن غرب و ظرفیت تمدنسازی داشته، میپردازد. بر این اساس، پرداختن به حکومتهای دموکراتیک، صرفا از باب مردمسالار بودن آنها نیست، بلکه به جایگاه دموکراسی در شکلگیری و تداوم تمدن غرب و ظرفیت این نظام در شکلگیری و قوام تمدن نوین اسلامی نیز ارتباط پیدا میکند. طبق نتایج بهدست آمده، بهدلیل اصل خودآیینی یا خودمختاری، انسانشناسی فلسفی غربی، نوع نگرش به امر سیاسی و مفهوم قدرت، با رهیافت هستیشناختی به دموکراسی، میتوان جایگاه تمدنی این نظام را در تمدن غرب به اثبات رساند، اما به دلیل مغایرت ارزشهای بنیادین دو نظام اندیشگی اسلام و غرب، یکپارچگی در تمدن غرب، زوال در افق تمدن غرب، تحقق نیافتن کرامت انسانی، این نظام امکان ظرفیتسازی و زمینهسازی برای شکلگیری و تدوام تمدن نوین اسلامی را دارا نیست
Keywords