نقد تحلیل و زیبایی شناسی متون (Mar 2020)
ابهام در چگونگی انتقال قدرت از گشتاسب به بهمن
Abstract
بنابه روایت شاهنامه فردوسی، «گشتاسب» پادشاه کیانی، واگذاری قدرت به فرزندش «اسفندیار» را مشروط به دستگیری «رستم» میکند. رستم در نبردی اسفندیار را میکشد. اسفندیار پیش از مردن سرپرستی پسرش «بهمن» را به رستم میسپارد تا به او آداب شاهی و رزم و بزم بیاموزد. مدتی بعد، بهمن نزد نیای خود باز میگردد و گشتاسب در چنین زمانی، «جاماسب» وزیر را فرا میخواند و به او میگوید که میخواهد از قدرت کنارهگیری کند. هدف از نوشته حاضر بررسی چگونگی انتقال قدرت از گشتاسب به بهمن است. در این مقاله با بررسی رخدادهای پس از کشته شدن اسفندیار، نشان داده شده که گشتاسب در یک خیزش عمومی که از درون خاندان شاهی شروع شده و رهبری آن بر عهده بهمن بوده، از شاهی برکنار شده است. برای شاهان ساسانی که نسب خود را به بهمن کیانی میرساندند و حکومتشان به طور گسترده از دین زرتشت حمایت میکرده، خوشایند نبوده است که مردم سرگذشت کودتای بهمن علیه گشتاسب را بخوانند. به همین دلیل آگاهانه سعی شده تا انتقال قدرت، مسالمتآمیز نشان داده شود.